عصر آزادگان
پ.ن: با اصرار این آقای نویسنده, اسمشان برداشته شد.
پ.ن: با اصرار این آقای نویسنده, اسمشان برداشته شد.
اي بابا دوباره برق رفت و كلي كفري شدم. برم قبر بكنم بهتره!
خبر; نامه سردار باقرزاده به صليب سرخ: اسامي سربازان متجاوز به ايران براي تهيه ليست اجساد اعلام شود.
اين سردار عزيز در دوران دانشجويي من به ايراد سخنراني در مسجد دانشگاه اهواز پرداخت و اتفاقا من فيلم بردار آن مراسم بودم. ايشان از حماسه عاشورا ميگفت و رسيد به حادثه ترور آيت الله حكيم در عراق. ايشان اصولا كلام نافذي دارند و در آنجا هم بعضي از دوستان "نكت به خط خويش" مي نوشتند. ايشان گفتند كه من از يكي از مجروحان آن حادثه اينگونه شنيدم كه... آيت الله حكيم در حال سخنراني بودند كه بمب منفجر شد ... بعد از شنيدن صداي بمب من نگاهم يك لحظه به آسمان افتاد ... چشمانم را ماليدم ... باورم نمي شد ... بله حضرت علي (ع) از بالا منظره را نگاه مي كند... لحظاتي بعد آن حضرت دست خود را دراز كرد به سوي شهيد حكيم و او را به بالا كشيد و (یک عملی انجام شد که معنی اش بغل کردن و خوش و بش کردن بود) ... ديدم كه با شفاعت شهيد حكيم حضرت علي (ع) ياران شهيد حكيم را هم به بالا كشيد.در آن لحظات اشك در چشمان مستمعين حلقه بست و فضايي در مسجد دانشگاه بود كه همه به دنبال راهي براي منفجر كردن مسجد بودند شايد آنها هم ... .
در هر صورت، نتيجه: بيل در دست و ليست اسامي و كلنگ و ... براي مديريت جهان آماده شويم.
جام ملتهاي اروپا تمام شد و ولي باز هم بايد حسرت خورد كه چرا؟
بعد از تمام شدن فينال و قهرماني اسپانيا، در اين فكر بودم كه حالا كه من اين بازيها رو بدون سانسور ديدم قراره چه فاجعه عظيمي اتفاق بيافتد؟ چندين سال پيش مردم اطراف من در اين فكر بودند كه حتما در استاديوم، تماشاگران در حال ... هستند كه ما نبايد ببينيم ولي در سال 2008 و به كمك وسايلي كه مديون جامعه باز هستند (به بالعكس ، جامعه باز هم مديون آنهاست) مردم اطراف من به اين نتيجه رسيده اند كه ...!؟
تا حدودي عجيب و دور از عقل است اگر پافشاري كنيم كه سانسورهاي اعمالي بر پخش تصاوير تماشاگران (مرد و زن) موجب ارتقاي فرهنگي و پيشرفت و خودباوري نمي شود. حال بايد بررسي كرد كه چرا مردان و زنان و حتي در مواردي برخي حركات بازيكنان فوتبال بايد سانسور شود. تنها دليلي كه مي توان روي آن مانور داد اين است كه مسئولان سانسورچي درصدد جلوگيري از تحريك جنسي مردم هستند. البته من كه بازيها رو بدون سانسور ديدم، بعد از اتمام هر بازي سريعا به خيابان رفته و سعي در ارضا بودم ولي حيف كه با اين اوضاع تورمي حتي ارضاكنندگان نيز منتظر تحول اقتصادي هستند و سرازير شدن يارانه ها به سمتشان پس اين سانسورها مي تواند در جهت هدفمند كردن يارانه ها موثر باشد. از طرفي اين تحريكات امر ناميموني است و اقشار متاهل جامعه را مي تواند به قهقرا ببرد. موج جمعيتي سال 60 كه باعث گراني ها و تورم دهه سوم انقلاب شده در حالتي رخ داده كه بيشترين سانسور بر تصاوير مستهجن و صهيونيستي اعمال ميشده و حال فرض كنيد كه اين تصاوير در يك مسابقه فوتبال پخش شود ... از در و ديوار بچه است مي ريزد!! با اين اوصاف بايد دست و پنجه مسئولان سانسورچي رو بوسيد ( و حتي در صحنه هايي ليسيد) كه نقش حياتي در كنترل جمعيت ايفا ميكنند. اين مي تواند ايده مناسبي براي مديريت جهان باشد چون گزارشها حاكي از آن است كه بعد اتمام هر بازي در كشورهاي اروپايي موج عظيمي از درخواست براي ارضا مطرح ميشود و در خيابانها همه به همه تجاوز مي كنند و خلاصه اين مقوله نياز به اصلاح دارد. این اتفاق در ایران نیز در حال وقوع بود. چندی پیش کتابی(...غمگین من) منتشر شد که من در لحظه انتشار در میدان انقلاب بودم و حقیقتا در چشمان خوانندگان میشد این را حس کرد که ممکن است به قصد تجاوز یه شما حمله کنند البته این خطر یزرگ با درایت مسئولان رفع شد. نتیجه: دشمن به دنبال نفوذ از هر سوراخی است حتی سوراخ تلویزیون!
خبر2:در اعتراض به انتخابات غیر منصفانه و فقدان آزادی:تنها رقیب موگابه از رقابت با وی کنار رفت!
خبر 3 : انتخابات زیمبابوه در تاریخ مقرر برگزار میشود.
بعد از خواندن خبر اول در روز شنبه به فکر نوشتن پست جدید راجع به "منش دیکتاتورها" افتادم. تا حدودی متن را در اتوبوس نوشتم ولی دوشنبه خبر دوم رو دیدم و خواستم راجع به "اصلاح طلب واقعی" بنویسم و اتفاقا در این رابطه نیازی به خودسانسوری نداشتم و می تونستم به زیر تا بالای مصلحان کار داشته باشم. دیشب خبر سوم دیگه منو "هاچ مز" کرد. اگر صبر می کردم تا آخر هفته باید در رابطه با قطعنامه شورای امنیت راجع به زیمباوه می نوشتم. در جدول Democracy Index در سال ۲۰۰۷ ایران در رتبه ۱۳۹ و زیمباوه در مکان ۱۴۷ می باشند. اگر نگاه دقیق تری به وضعیت این جدول بیاندازیم روشن می شود که فرهنگ سیاسی در این دو کشور در یک سطح است ولی این در حالی است که گفتمان دموکراسی در ایران بیش از صدسال قدمت دارد. البته این مسلم است که ایران وضعیت متفاوتی دارد و ایرانیان در شرف رسیدن به مدیریت جهان هستند. مقایسه ایران و زیمباوه در این جدول از نظر سطح آزادی های شهروندی بسیار نشاط انگیز است چون مردمان شریف زیمباوه از مردمان شریف ایران آزادترند. این نکته نباید فراموش شود که همیشه لابی های صهیونیستی و بی... (منظورم شرف است) در این جدولها و این آمارها سعی در فریب من و شما را دارند . ما باید با آگاهی تمام و مشت های کوبنده, حال دشمن رو مورد عنایت قراردهیم.
به نظر من , حالا که غرب قبول کرده برای غنی سازی کنسرسیومی با شرکت ایران در روسیه تشکیل شود و ایران هم در موضع "به ... ما بسته ای" است. در این حالت باید راه حل میانه پیدا کرد که هم کباب نسوزه هم سیخی به مردم فرو نره. تشکیل کنسرسیوم ایده ای پیشرو و مناسب است چون ایران هنوز در ابتدای این علم است و نیاز به همکاری دارد. کنسرسیوم نفتی قبل از انقلاب منجر به پیشرفت هایی در صنعت نفت شد. البته این یک ایراد غیر قابل قبول است که غنی سازی در روسیه انجام شود. راه حل میانه می تواند این باشد که برای غنی سازی, کنسرسیومی در "ایران" تشکیل شود و این کنسرسیوم مامور به نظارت شود و نه مدیریت. مسلما تعلیق کامل غنی سازی احمقانه است و حتی ما حق داشتن بمب اتمی را هم داریم ولی در این جاده پرپیچ و خم, کندن فرمان و ترمز کار ... است. تشکیل کنسرسیوم در ایران می تواند منجر به انتقال تکنولوژی شود. البته من از بسته ایران خبر ندارم و از مفاد چگونگی مدیریت جهان بی خبرم و انتظار انقلاب فکری هم ندارم.