اینجا قلب سالم را زالو تجویز می کنند...
سانسور از آغاز صنعت چاپ توسط نظامهای استبدادی یا کلیسا شروع شد و به مطبوعات و کنترل اخبار نیز نفوذ کرد. این ویروس هولناک از دوره قاجاریه به روش های حاکمان سرایت کرد. کشور ما در حالی سانسور را آغاز کردند که اخذ پروانه برای چاپ ، صد سال پیش از آن در اروپا از میان رفته بود. سانسور مقوله ای مفصل است و در قبح آن بسیار سخن رفته ولی جریانی در کشور است که خودسانسوری که یکی از عوارض ممیزی است را تطهیر کرده و با بهانه اینکه " محتاط نوشتن بهتر هیچ ننوشتن است" روی به توجیه می آورند. اتفاقی که در جریان است تا حدودی منجر به تغییر ذائقه شده و فرهنگیان ، خودسانسوری را به "زرنگی" تعبیر میکنند. البته که دور زدن سانسورچی ، تبحر خاصی می طلبد ولی این رویه می تواند به دور زدن خود شخص منجر شود. بعد از مدتی شخص نویسنده در میدانی می افتد که دائم در حال دور زدن است. کافی است به روزنامه ها سری بزنید تا متوجه اشخاصی شوید که مشغول ویرایش(زرنگی) هستند. مسلما این پدیده از آفات اعمال سانسور است ولی آیا نمی شود دچار خودسانسوری نشد؟ معترفم که در همین مطلب خودسانسوری شدیدی بر خودم اعمال کردم ولی اسم آن زرنگی نیست . متاسفانه فرهنگ اجتماعی ما خود پذیرای محافظه کاری و عدم شفافیت است.
دردهای اقتصادی به نحوی جبران می شود ولی معضلات فرهنگی مثل خودسانسوری چندین نسل را درگیر میکند. من نمی دانم که چگونه ولی هر گونه اصلاح باید همراه با سمپاشی فرهنگی باشد تا "فرد ایرانی" شخصیت و شفافیت خود را بازیابد.